Saturday, January 6

معترف؟

معترف باشم؟ پیش کی؟ به چی؟ اینجا رو 5-6—7---نهایتش 8 نفر میخونن... تازه اگه یاد کنن و بخونن... هر کدوم هم حداقل 3 سال با من نشست و برخاست داشتن... بجز 1 یا نهایت 2 نفرشون... من هم که عادت ندارم به مخفی کاری... دیگه چی بگم؟

اینا اعتراف نیست اما خب میگم دیگه...
گاهی از گناه نمی ترسم اما از اینکه ناخودآگاه به کسی لطمه بزنم خیلی
از اینکه ناخودآگاه لطمه بخورم خیلی میترسم برای همین گاهی خیلی از گناه می ترسم
چهاربُعدی PET-CT-MRI توی نگاه اول تا استخوون شخصیت و افکار طرف مقابلم رو تصویر میکنم با کیفیت
می دونم که در آینده موجود خاصی(خوب یا بدشو خدا عالمه) خواهم بود! هرچند بعضیا معتقدند از اول بودم! یه زمانی هم عضو کلوب زیرزمینی "خواص" بودم!
نمودارتابع هر وجه شخصیتم شبیه یه تابع درجه سه است... یه نقطه عطف بین دو تا مجانب عمودی... همینه که میگید پر از تضاد هستم!

خب ن... جانم کی کدوم اینارو یا بدترهاشو نمیدونست؟

3 comments:

Anonymous said...

gharar bood chand ta zir khaki roo koni ke nakardi.....
ina ro hame midoonestan

SAM said...

ok...atish zadam be asraar...
be ezaye har ye nafari ke inja khodesho moarrefi kone va azam bekhad, ye eterafe janane mikonam!

دایی ناصور said...

بسم اله. نامراده هر کی بزنه زیر حرفش!