Monday, January 15

اعتراف دایناسوری

خب الان وقت نوشتن این پست نیست، دیشب هم نبود که من نوشتم و پست نکردم... نمی شه منتظر وقتش شد!
وقتی من 5 تا ویژگی درونیم رو بگم و هیچ کس بعنوان اعتراف قبول نکنه معلومه که فقط من ساکن کوچه علی چپ هستم!
!ولی من همچنان اونجا هستم! خونه م عوض نشده! قصد هم ندارم عوض کنم

رازهایی هستند... ولی من احساس گناه نمیکنم درموردشون! پس چرا اعتراف؟؟
!رازهایی هم شاید باشند که لابد گناه هستند! و من هنوز هم تصمیم ندارم بهشون اعتراف کنم

:اما ممکنه هنوز چیزهایی باشند که درمورد ویژگیهای من ندونید
من درکمال شرمندگی و با احساس انزجار از خودم به این نتیجه رسیدم که حقیقتا به حرفهایی که درمورد من نباشند جز با انگیزه بازی ذهنی گوش نمی کنم... یعنی اگه حوصله بازی نداشته باشم، اصلا گوش نمیکنم! می دونم اگه می دونستید هیچوقت با من حرف نمی زدید! اما خب وقتی می خوام به خودم دلداری بدم می گم اصلا کی گفته بازی ذهنی بده؟ اونم بازی ذهن من!! شما هم می تونید این دلداری رو از من بپذیرید

!پ.ن: اصلا قبول نمی کنم که این اعتراف نیست! چون از گفتنش دلم پر آشوبه و کم مونده عرق کنم از شرم

2 comments:

دایی ناصور said...

باز وضعت خیلی خوبه. ما این جور حواس پرتی ها رو فقط وقتی میگیریم که دارن در مورد خودمون حرف میزنن! دیگه اینکه عرق کردن خیلی خوبه برای سلامتی آدم مفیده!!!

khaleh leila said...

salam. maa chand vaght naboodim. :) pas az y maah behet sar zadam.
pas faghat be harfaay e marboot be khodet goosh midi? fek konam aashegh e khodet baashi va too aayneh be khodet am ziad negaah koni. :)
baa sheray e khodetam keh kheyli haal mikoni... ;)