Tuesday, October 14

RE:


hodude zohr residam daneshgah o ba kasi k gharar bud khunasho ejare konam tamas gereftam...
ye sa@ e baed, man o 4 ta az bache ha raftim didane khune!!! taze in 4 ta gheyr az uni budan k umade bud forudgah donbalam!
saahebkhune taajjob karde bud hesabi!! vali in dar moghayese ba taajjobe man az didane khune ye no o modern o honari o mojahhazesh, hich bud! jatun khalli mishe ye arusi ro ba zarf o zorufe chini ye tuye cabinet ha raah andakht... ye party ro ham ba zarfaye ye bar masrafesh... ye sali ham mishe dar o divar o zarfaro ba mavade shuyandash saabid...
kolli tablo ruye dar o divar hast, kaare khode saahebkhune o rofaghash o mashaahir... ye aghaye mojassame ee ham tuye rahro ruberuye dar, dar kamaale binaamusi lokht (o ...) istade
mogheé bargashtan, tuye mashin sohbat az musighi shod ba yeki az bacheha k chand bari umade Iran... Shajarian ro mishnakht, barash zolf ro gozashtam k namjoo ro ham beshanse
emruz tanha raftam markaze shahr o gom nashodam! kaarhaye sabte naamam hanuz anjaam nashode... haddeaghal ta ye hafte ye dige karte daneshjuyi nadaram... b khanume goftam age madareke man kaamel nashode bud, pas chera man injam!!! baed taze bare avvalin bar nostalgy umad soragham k ouvah... mitunestam ye hafte ye dige ham bemunam tu Iran!
P.S:
حدود ظهر رسیدم دانشگاه و با کسی که قرار بود خونه شو اجاره کنم تماس گرفتم... یه ساعت بعد، من و ۴ تا از بچه‌ها رفتیم دیدن خونه!!‫تازه این ۴ تا غیر از اونی بودن که اومده بود فرودگاه دنبالم! صاحبخونه تعجب کرده بود حسابی!! ولی این در مقایسه با تعجب من از دیدن خونه ی نو و مدرن و هنری و مجهزش، هیچ بود! جاتون خالی میشه یه عروسی رو با ظرف و ظروف چینی توی کابینت ها راه انداخت... یه پارتی رو هم با ظرفای یه بار مصرفش ... یه سالی هم میشه در و دیوار و ظرفارو با مواد شوینده ش سابید...
کلی تابلو روی در و دیوار هست، کار خود صاحبخونه و رفقاش و مشاهیر... یه آقای مجسمه ای هم توی راهرو روبروی در، در کمال بی ناموسی لخت (و ...) ایستاده
‫موقع برگشتن، توی ماشین صحبت از موسیقی شد با یکی از بچه ها که چند باری اومده ایران... شجریان رو میشناخت، براش زلف رو گذاشتم که نامجو رو هم بشناسه
امروز تنها رفتم مرکز شهر و گم نشدم! کارهای ثبت نامم هنوز انجام نشده... حداقل تا یه هفته دیگه کارت دانشجویی ندارم... به خانومه گفتم اگه مدارک من کامل نشده بود، پس چرا من اینجام!!! بعد تازه برای اولین بار نوستالژی اومد سراغم که اووه ... می تونستم یه هفته ی دیگه هم بمونم تو ایران
P.S2:
Thank you
مرسی

2 comments:

Anonymous said...

‫حدود ظهر رسیدم دانشگاه و با کسی که قرار بود خونشو اجاره کنم تماس گرفتم...
یه ساعت بعد، من و ۴ تا از بچه‌ها رفتیم دیدن خونه!!
‫تز این ۴ تا غیر از اونی بودن که اومده بود فرودگاه دنبالم!
صاحبخونه تعجب کرد بود حسابی!! ولی این در مقایسه با تاججب من از دیدن خون یه نو و مدرن و هنری و مجههزش، هیچ بود! جاتون خالی میشه یه عروسی رو با ظرف و ظروف چینی یه توی کابینت ها راه انداخت... یه پارتی رو هم با ظرفی یه بار مصرفش ... یه سالی هم میشه در و دیوار و زرفرو با مواد شویندش سابید... کلی تابلو روی در و دیوار هست، کار خود صاحبخونه و رفقاش و مشاهیر... یه آقای مجسمه ای هم توی راهرو روبروی در، در کمال بیناموسی لخت (و ...) ایستاده

موقع برگشتن، توی ماشین صحبت از موسیقی شد با یکی از بچه ها اکه چند باری اومده ایران... هجریان رو میشنک هت، براش زلف رو گذشتم ک نامجو رو هم بشناسه
امروز تنها رفتم مرکز شهر و گم نشدم! کارهای ثبت نامم هنوز انجام نشد... حداقل تا یه هفته دیگه کارت دانشجویی ندرام... به خانوم گفتم اگه مدرک من کامل نشد بود، پس چرا من اینجام!!! بعد تز بار اولین بار نوستالژی اومد سراغم که او وه ... میتونستم یه هفت یه دیگه هم بمونم تو ایران!

g. said...

http://www.behnevis.com/