Wednesday, January 23

Red ruins



وقتی اونقدر زنده نباشی که محصول داشته باشی، خیلی زنده هم که باشی می شی یه ماشین اصلاح


TROTHS:
Yellow dust on a bumble
Bee’s wing,
Gray lights in a woman’s
Asking eyes,
Red ruins in the changing
Sunset embers,
I take you and pile* high
the memories.
Death will break** her claws
on some I keep

Carl Sandburg - I sang to you and the moon




:ترجمه احمد پوری

پیمان
غباری زرد
بر بال زنبور عسل
موجی خاکستری
بر چشمان پرسشگر یک زن
ویرانه های سرخ
در گدازه های غروب
تو را بر تل خاطره ها
جای می دهم
مرگ چنگ می اندازد
بر آن چه نگاه داشته ام


:و من

پیمان
غباری زرد
بر بال زنبور عسلی
روشنایی خاکستری
در چشمان خواهشگر زنی
ویرانی سرخ
در گدازه های دگرگون غروب
و من می گذارمت
زیر تلی خاطره
مرگ پنجه سست خواهد کرد
بر آن قدری که نگاه می دارم



*:If something is piled with things or is piled high with them it is covered with piles of them


**:If you break free or break someone’s hold you free yourself by force from someone who is holding you.

1 comment:

oscillator said...

حالا من نمي دونم چرا به اين شعر ؟؟؟ گير دادي

اما اون bumble
چي شد؟ نمي خواي تو ترجمت بياريش

من تازه اون آخرشو اينجوري بهتر مي دونم

من تو را مي بردم و زير تلي از خاطر دفن مي كردم