Monday, February 4

توفیق



به قدر کافی خوابیده‌م (به یمن خستگی بیش از حد)، به قدر کافی خورده‌م... و دستشویی موفقیت آمیزی داشته‌م
هنوزم همون نی نی قنداقی هستم که اگه توی این سه تا مشکلی نداشته باشم حالم برای بازی کردن خوبه


پ.ن: همه چیز سر جاشه... فقط علی‌رغم همه چیز، حالم بهتره

3 comments:

oscillator said...

مگه ديگه چي از خدا مي خواي؟

گلپر said...

man be inaa migam "simple pleasures of life".
raajeh be sevomish read about different stages in psychosexual development of Freud. I won't tell you which one. ;-)

SAM said...

نوسانگر جان من از خدا چیزی نمی خواستم، نمی دونم خدا از من چی می خواد! همه ش منتظرم ببینم چی می ده تا بفهمم چی می خواد


گلپر جون راجع به سومی مشکل اینه که من از صبح که می رم سر کار همه ش نشستم و دارم کیک و بیسکویت می خورم... شب هم غیر از شام نمی رسم چیز دیگه ای بخورم
وگرنه روزهایی که خونه هستم استیجم خیلی بالاتره!