Friday, November 17

درد ذهنی



:درد ذهنی" به دو راه تسکین پیدا میکنه"
(الف- "انتقال درد ذهنی" به "فضای مادی" (درمان ریاضی
(ب- "انتقال تمرکز حسی" بر روی "درد مادی" (درمان فیزیکی
:الف
اگر ذهن و ماده را به منزله توابع معکوس هم که حاصلضرب اونها عدد یک میشه، در نظر بگیریم، می تونیم با الهام از کمیتهای معکوس زمان و فرکانس، و شبیه سازی تابع تبدیل فوریه، عبارت "انتقال درد ذهنی" به "فضای مادی" رو تعریف کنیم. تبدیل فوریه عبارته از: انتقال یک عبارت از فضای زمانی به فضای فرکانسی یا بالعکس، جهت ساده سازی توصیف و تحلیل.
انتقال تابع "درد" از فضای ذهن به فضای جسم(مادی)، به طریقی تعریف میشه که میشه با عبارت "مادی سازی"، خلاصه ش کرد.
"مادی سازی درد ذهنی"، یعنی انتقال حس درد از ذهن، به بعضی اندام جسمانی مثل قلب، عروق، مفاصل، و گره های عصبی مختلف. به این ترتیب درد در جای دیگه ای بروز کرده که توصیف و شناخت اون ساده تر و رایج تره و درمانش هم شناخته شده تر. یعنی بین خودآگاه فرد و عامل درد یک واسطه قرار داده شده. خودآگاه وقتی با درد روبرو می شه که در یک اندام مادی بروز پیدا کرده، بدون اینکه به منشأ اصلی اون تمرکز کنه، به دنبال راه تسکین اون برمیاد. فقط با گوشه نظری به اینکه منشأ این درد، مادی نیست، نوع درمان (که البته کاملاً مادی خواهد بود) متفاوت از درمانهای رایج برای دردهای جسمانی با منشأ جسمانی خواهد بود. درمان در فضای مادی انجام میشه و بعد از بهبود نسبی، این بهبود به فضای اولیه "ذهن" انتقال پیدا می کنه و باز خودآگاه می تونه بدون واسطه با ذهن روبرو بشه و مسئله رو حل کنه.

اگر معضل ذهنی، مثل یک لامپ، در مداری بر سر راه جریان ِ "احساس" قرار داشته باشه، راه کاهش احساس درد(روشنی لامپ)، اینه که به موازات این لامپ، مقاومت ثانویه بزرگی، که میتونه یک مشکل جسمانی باشه، به صورت موازی قرار بگیره. قطعاً جریان احساس بجای عبور از مقاومت ذهنی از مقاومت جسمی ثانویه عبور میکنه(بدلیل اولویت ماده بر ذهن). درنتیجه احساس درد ذهنی، یعنی(روشنی لامپ، کاهش پیدا میکنه. و خب یعنی "انتقال احساس" درد به جای دیگه ای که "درد جسمی" قرار داره. برای همین هم "خودزنی" راه رایجیه برای تسکین "درد ذهنی" که از مزیت ذاتی تسکین عذاب وجدان هم برخورداره
البته مقاومت ثانویه میتونه حتی باز هم از نوع ذهنی باشه. در صورتیکه استفاده از چنین مقاومت ذهنی ثانویه برای "درمان" بکار گرفته بشه و نه برای "فراموشی"، لازمه که مقاومت دوم باوجود بزرگتر بودن، مقاومت مفیدی باشه. به عبارتی، معضل قابل حلی که ذهن بتونه ازش برای رشد خودش بهره ببره، مثل درس خوندن، یا هر مشغله فکری مفیدی ایجاد کردن


انتخاب یکی از روشهای بالا، بسته به "نوع"، "دوره زمانی"، و "هدف مقابله" معضل ذهنی داره. برای معضلاتی که سخت، اما قابل حل هستند، روش اول، و برای مشکلاتی که اساساً امیدی به حلشون نیست، روش دوم مناسبه. مشکلات ریشه دار قدیمی از روش اول، و مشکلات شدید مقطعی از روش دوم معمولا بهتر درمان می شن. و درصورتیکه حل مشکل مورد نظر باشه، روش اول، و درصورت حذف مشکل، روش دوم مناسبتر به نظر میان.

و من الله التوفیق

No comments: